سلام اي نفست جان، دليل خلقت آدم
سلام صبح دميدن، دليل خلق دمادم
سلام مهر ملائك به شكر بال گشوده
دليل سجده نكردن حسد به شأن تو بوده
هلا هلا گل گندم هواي بوي تو آمد
هلا كه حضرت آدم به جستجوي تو آمد
هلا كه كشتي نوح است تحت قلّۀ جودت
به وجدِ طوفِ تو طوفاني است بحرِ وجودت
هلا صبوري ايّوب هاي گوش به فرمان
كرم چقدر؟ كه حتي كريم سفرۀ كرمان
هلا خليل، بتان را دوباره غرق تبر كن
جبين آتش نمرود را به حوصله تر كن
هلا هلا اسمائيل ظهر مظهر غيبت
رگ وجود سپردي به تيغ خنجر غيبت
هلا عقوبت يعقوب از عنايت كنعان
نظر به منتظران كن، نظر به كلبۀ احزان
هلا خبر بده يوسف زمان آمدنت را
صبا به سوي من آورد بوي پیرهنت را
هلا دو چشمۀ خضرت دو رود آب حياتند
كوير و كوه به شوقت غريق صوم و صلاتند
هلا تكلم سينين به موسيان سمايي
عصاي معجزه بگشا به رودهاي جدايي
هلا ضميرِ مزامير، صوت قدسيِ داوود
هلا زبورِ مشارق، هلا ستارۀ موعود
هلا نگين سليمان، هلا كه شب سپري شد
هلا كه ديو به پروانه رفت و پر ز پري شد
هلا بشارت يحيي به پيري ذكريّا
هلا غم ذكريّا، سر بريدۀ يحيي
هلا مسيح مقرب، هلا به وعده وفا كن
هلا هلا نفست را دوباره نذر شفا كن
هلا صحف، هله تورات، رحلِ ساحل قرآن
هلا زبورِ اناجيل، ختم كامل قرآن
هلا محمد ثاني، هلال ماه قرينه
هلال ماه مبارك، هلال ماه مدينه
هلا محمد ثاني كساي خويش بگستر
ستاره هاي سحر را به گرگ و ميش بگستر
هلا رسول پياپي، هلا رسول مجدد
هلا رسول سرانجام، سروِ آل محمّد
هلا تواليِ حيدر، وليِ حيّ هميشه
نبرد و درد دمادم، عليِ حيّ هميشه
هلا توالي حيدر به تيغ و مرحم توأم
هلا محرم و قربان به شادي و غم توأم
هلا علي هله اعلا، شكاف كعبۀ غيبت
برون بيا شبي از اعتكاف كعبۀ غيبت
هلا سلالۀ زهرا، فصلَ سورۀ كوثر
جلال آيۀ تطهير، جلَّ سورۀ كوثر
هلا شكستگي رو گرفته در تن ساحل
شكسته زورق پهلو گرفته در تن ساحل
هلا ولايت باطن، هلا خلافت ظاهر
فدك به نام تو اول، فدك به نام تو آخر
هلا سكوت شكسته به تشت خون جگري ها
حسن شمايلِ تشنه به سمِّ خيره سري ها
هلا غريب مدينه غريب خانۀ خود هم
چه آتشي؟ كه خوري آب از زبانۀ خود هم!
هلا شهيد دوباره، حسين من گل نيزه
چگونه دست كشيده گلي به كاكل نيزه؟
هلا ادامۀ حج هاي نا تمام تمامان
هلا قيامت كبري، هلا تمام تمامان
هلا چكاچكِ شمشير هاي چله نشسته
هلا نفس نفسِ شير هاي چله نشسته
هلا تقابل سجاد با صحيفۀ هستي
هلا خلافت هستان هلا خليفۀ هستي
هلا بقيۀ باقر، هلا كه باغ لقايي
كه هم چراغ بقيعي و هم چراغ بقايي
هلا تصدق صادق كتاب جفر گشوده
كه نام جعفر طيار وامدار تو بوده
هلا تبسّم كاظم به بغض سمّي خرما
چه كظم غيض مديدي! چقدر صبر و مدارا؟
هلا رضاي غريبان، قضاي ملك خراسان
غريق شرم تو انگور هاي ملك خراسان
هلا كه نفس انيس النفوس موسوياني
هلا كه حضرت شمس الشموس مولوياني
هلا تقي تقرب تقيه است سكوتت
دو دست باز قيامت، دو دست بسته قنوتت
هلا حلاوت هادي، هلاهل است به جامت
پياله گير تو درياست ساحل است به جامت
هلا زكي هله نفس زكيّه در نفس تو
به كاروان نرسيدهست بانگي از جرس تو
هلا هلا گل نرگس گل محمدي من
بيا بيا گل نرگس گل محمدي من
بيا بيا بنما روزگار آمدنت را
كه كوچه كوچه كشيديم جار آمدنت را
به مطربان قرينه، به دف زنان دفينه
بگو بگو بنوازند تار آمدنت را
به تيغ صوفي صافت بگو كه خرقه درآرد
غلاف، مي شكند ذوالفقار آمدنت را
چقدر نقد بكارم به بزم شرط حريفان؟
چقدر؟ تا كه نبازم قمار آمدنت را
به وعده گاه بيا اي دليل صبر و قرارم
به هم مزن ز صبوري قرار آمدنت را
ميان خاك و كفن هم به جستجوي تو باشم
اگر به خاك برم انتظار آمدنت را
اگر چه شاخۀ خشكم ولي شكوفه ضميرم
به انتظار نشستم بهار آمدنت را
منبع

به قلم عزادار علمدار حسین(ع) ، یکشنبه 13 بهمن1387 ساعت 13:29