تبليغاتX
از تو با شور و شين مي خواهم، سفر کاظمين مي خواهم، يا جوادالائمه(ع) ادرکني
هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
جلسه هفتگي هيئت در هفته چهاردهم سال (30/03/1386)

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

با ياري خداوند متعال و مدد امام زمان (عج) و انشاءالله به دعوت و با اجازه امام معصوم مهربانمان، آقا، جواد الائمه (ع) و با ياري و همراهي شهدا، خصوصا شهداي گمنام، و به ياد رفقاي شهيدمان، شهيد محمدرضا زماني و شهيد عليرضا شهبازي، جهت حفظ شعائر اسلامي از ساعت 20 الي 22 همچون هفته هاي گذشته در محل ثابت هيئت مهمان مجلس اهل بيت (ع) خواهيم بود.

اين هفته يک نماينده در مکه مکرمه و يک نماينده در کربلا داريم! اگر اعلاميه هاي هيئت را از ابتدا مشاهده فرموده باشيد، متوجه اين مطلب هستيد که معمولا هر هفته يکي از عزيزان ما، نماينده ما در يکي از بهشتهاي روي زمين هستند. اين نيز از کرامات امام مهربان ماست. اما من چقدر بد هستم که...

از عاشقان و محبان اهل بيت (ع) دعوت مي شود به مجلس روضه اهل بیت (علیهم السلام) مشرف شوند.

آدرس: کيلومتر 5 جاده مخصوص کرج، شهرک آزادي، ميدان امام رضا (ع) (ايستگاه آخر اتوبوس)، خيابان امام رضا (ع) شمالي، نبش کوچه هفتم، بيت الاحزان حضرت رقيه (س) (بيت الجواد (ع))، علامت تابلوي هيئت.

     «يا جواد الائمه (ع) ادرکني»  

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت 16:6.اطلاعیه های برگزاری مراسم هفتگی هیئت - لينک ثابت


امروز سالروز زلزله رودبار نیز هست

روز پنج‌شنبه ساعت 30 دقيقه و 13 ثانيه بامداد در استان گيلان زلزله‌اي دهشتناک رخ داد. کانون آن در عرض جغرافيايي 36 درجه و 49 دقيقه و در طول جغرافيايي 49 درجه و 24 دقيقه و 51 ثانيه برآورد شده است. برابر ارقام اعلام شده اوليه، بزرگي آن بين 7.3 تا 7.7 در مقياس ريشتر بود. اين رويداد در 31 خردادماه سال 1369، برابر با بيستم ژوئن سال 1990 در ناحيه رودبار، منجيل و لوشان دربخش باختري البرز سبب كشتار نزديك به 35000 نفر، مجروح شدن 60000 نفر و بي خانماني بيش از500000 نفر شد. در اين واقعه حدود 200هزار واحد مسکوني تخريب شد که تعداد 60هزار واحد از آن به کلي ويران شده بودند و خسارات اوليه ناشي از زلزله بيش از 800ميليارد ريال تخمين زده شد.

در اين حادثه 4 روستا در منطقه «اشکور» رودسر بر اثر ريزش کوه ارتفاعات کليشم عمارلو و شکاف عميق در دل خاک دفن شدند. هم‌چنين در قسمت مياني شهر رودبار، مشرق رودخانه سفيدرود دره‌اي عميق وجود داشت که آب کوه‌هاي «کولون» و «لازباد» و چشمه‌اي مرتفع در آن جاري بود. در اثر وقوع زلزله کوه‌هاي اطراف منتهي به اين دره که پوشيده از درختان زيتون به بار نشسته بود به طول يک کيلومتر بر اثر رانش به سوي جاده و رودخانه سپيدرود پيشروي کرد. همراه اين جابه‌جايي تقريبا تعداد 25هزار اصله درخت جابه‌جا و به کوهي از خاک و درخت تبديل شد. اين زلزله خسارات اقتصادي معادل 2/5 در صد توليد ناخالص ملي وارد نمود. مطالعه ووارسي عوارض برجا مانده از اين زلزله نشان داده است كه عمق کانوني اين زمين لرزه در ژرفاي 19 كيلومترزير سطح زمين واقع شده است . گسل آن در روي سطح زمين نيز به گونه سه تكه ناپيوسته با سيماي نردباني درطولي نزديك به 80 كيلومتر با فاصله آشكار شده بود

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت 16:3. - لينک ثابت


امروز سالگرد فاجعه انفجار حرم مطهر امام رضا(ع) است!!

 

انفجار در حرم امام رضا(ع)

 

آنان در جهت تضعيف انقلاب به هر کاري و به هر جنايتي دست يازيدند . شخصيتهاي  مردمي و افراد مؤثر در انقلاب و نظام را ترور کردند. در اماکن عمومي همچنين محل اقامه نماز جمعه، بمب منفجر کردند. حتي زنان و کودکان را مورد حملات مسلحانه قرار دادند. مراکز فرهنگي و اقتصادي متعلق به مردم و تجهيزات و امکانات آنها را منهدم ساختند. به هر نحو که توانستند در راه پيشرفت انقلاب مانع ايجاد کردند و با دشمن کينه توزي که بخش وسيعي از ميهن اسلامي را در اشغال داشت و هول انگيزترين جنايات را در مورد اين کشور و اين ملت مرتکب مي گرديد، طرح دوستي ريخته و به سربازاني مزدور و در صف دشمن مبدل شده و در مقابل ملت خود قرار گرفتند و قساوت بارترين و شقاوت آميزترين ماموريتها را به نفع دشمن بعثي انجام دادند و تا پايان جنگ تحميلي عراق عليه ايران در کنار دشمن  و بر ضد ملت خود ايستادند و پس از جنگ نيز با پول و اسلحه دشمن، از ارتکاب به هيچ جنايتي ابا نکردند، و کار را به آنجا رسانيدند که مجري تصميم وحشتناک اربابان پليد و سرويسهاي جاسوسي آمريکا، انگليس، اسرائيل و امثالهم گرديدند و در مقدسترين زمان و مکان، يعني در ظهر عاشورا و در حرم امن الهي بمب منفجر کردند و زائران و نيايشگراني را قطعه قطعه نموده و مجروح کردند که گناهشان عبوديت پروردگار و زيارت حريم ولايت بود، و بدين سان حرم را از خون عده اي مظلوم رنگين ساختند.

ساعت 26/14 روز دوشنبه 30 خرداد سال 1372 خورشيدي برابر با عاشواري 1415 هجري قمري و در حالي که رواقها، صحنها، بستها و اطراف مرقد مطهر هشتمين امام معصوم از جمعيت موج مي زند و مردم بر افروخته از عشق و ارادت به سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين (ع)، غرق عزاداري و نوحه سرايي اند، صداي  مهيب انفجار بمب، فضاي روضة منوره رضوي را پر مي کند و انفجار سهمگين همه جا را به لرزه در مي آورد و لحظه اي بعد دود غليظ و بوي خون در فضاي سراسر معنويت حرم پخش مي گردد و انبوه متراکم جمعيتي را که مشغول مناجات و عبادت بوده و در فضايي از صميميت و اخلاص رازهاي دل خود را با امام و پيشواي بر حقشان وا مي گويند درهم مي پيچد. بمب در محلي واقع در قسمت بالا سر مبارک منفجر مي شود و همه چيز را در هم   مي ريزد و زائران را وحشت زده و سراسيمه مي گرداند، بر اثر شدت انفجار که طبق نظر کارشناسان مربوطه مقدار آن معادل 10 پوند ماده منفجره تي. ان. تي بوده است، اعضاي بدن تعدادي از زائران همچون سر و دست و پا و انگشت جدا شده و به اطراف محل حتي پشت بام حرم و سقف ضريح مطهر پراکنده مي شود، نه تنها سطح حرم و روضه منوره رضوي آغشته مي گردد، بلکه قطعات خرد شده پوست و گوشت زوار به همراه خون، سطح ديوارهاي حرم مطهر امام و داخل آن را پوشانده و به خون آغشته مي گرداند.

بوي خون و سوختگي و دود، فضاي حريم رضوي را مالامال مي سازد. تعداد قابل توجهي از نسخ قرآن و مفاتيح قطعه شده و خون آلود مي گردد و چلچراغها در محل حادثه خرد مي شوند. خدام حرم که روز عاشورا همگي در حرم مولاي خود امام رضا (ع) حضور دارند براي کمک به مردم و نجات مجروحان به داخل حرم مي شتابند و مردم را به بيرون حرم راهنمايي و مجروحان حادثه را به صحن آزادي و صحن انقلاب اسلامي منتقل مي کنند. شرايط ويژه پس از انفجار، موجب گرديد تا درهاي صحنها و حرم بسته شود، به نحوي که در ساعات اوليه، صرفاً مسؤولان و خدام آستان قدس رضوي امکان ورود داشتند. حرم مطهر و رواقهاي اطراف صحنها از مردم عادي خالي بود اما جمعيت انبوه پشت درهاي بسته بي تابانه بازگشايي حرم آقا امام رضا (ع) را لحظه شماري مي کردند، که همزمان حضرت آيه الله واعظ طبسي توليت عظماي آستان قدس رضوي اعلام نمودند که حرم مي بايست مجدداً در اسرع وقت داير شود و به روي مردم آغوش گشايد. لذا با حضور قائم مقام توليت عظمي و ديگر مسؤولان و خدام و کارگران آستانه مقدسه و به فاصلة کمي پس از وقوع حادثه، کار آماده سازي رواقها و صحن و سراي ثامن الائمه (ع) براي زيارت آرزومندان حضرتش آغاز گرديد.

طاقت فرساترين و سوزناکترين بخش کار، جمع آوري و پاک سازي حرم مطهر از قطعات ريز ريز شده گوشت، پوست و خون بدنهاي پاره پاره شده زواري بود که باقي مانده بدنهايشان در ظهر عاشوراي حسيني (ع) سطح بيشتر رواقها همچون رواق دارالحفاظ، دارالسعاده و نيز گنبد الله ورديخان، گنبد حاتم خاني و .... بخش وسيعي از ديوارها را پوشانيده بود، که اين کار سخت و جگرسوز و شستشوي حرم مطهر در طول همان شب و با زحمت بسيار انجام گرفت و صبح روز بعد حرم فرزند موسي بن جعفر (ع) آمادة زيارت و طواف عاشقان دلسوخته و عزادار شد و طي مراسم رسمي توسط توليت عظماي آستان قدس رضوي به روي مردم آغوش گشود، و بدين سان پناهگاه هميشگي مردم به روي آنان بازگشت. آنچه گفتني است اين که در کمترين زمان، ساکنان و مجاوران مشهد مقدس از وقوع حادثه خبردار شده و هر آن کس که خبر فاجعه را مي شنيد، سراسيمه به سوي حرم مي شتافت. شور و التهاب و هيجان، شهر را فرا گرفته و همگان را مبهوت و متاثر ساخته بود. همه از حادثه اي که هرگز وقوعش را در باور نمي آوردند، گفت و گو مي کردند و هر کس در آن لحظات سخت، مي انديشيد که چه کاري بايد و مي تواند انجام دهد. پيكرهاي  زخمي مجروحين و شهيدان با وسايل نقلية شخصي و آمبولانسهايي که به دو صحن انقلاب اسلامي و آزادي وارد شده بودند، به بيمارستانهاي مشهد منتقل گرديدند. و آنچه از کينة منافقان باقي ماند، سيصد تن مجروحان حادثه بودند که عده اي از آنان اعضايي از بدن خود بخصوص دست و پايشان را از دست داده بودند و 27 نفر شهيد که الي الابد مظلوميتشان گريبانگير دشمنان ولايت است. در ميان مجروحان و شهدا از هر سن و از هر قشر و طبقه اي ديده مي شدند. پير، جوان، کودک،  زن و مرد. در يک کلام عاشورا در مشهد مقدس و در حوزه حريم منور رضوي، حقيقتاً به عاشورايي به يادماندني در تاريخ، پس از عاشوراي حسيني (ع) تبديل شده بود. حادثه انفجار، به بناي حرم آسيب رسانيده بود. اما معجزه آسا آن که ميزان خسارت در حداقل ممکن بود. کاشي کاريها و آيينه کاريهاي بسيار ظريف و هنرمندانه 800 ساله حرم، تا حدودي لطمه ديده بود که به سرعت ترميم گرديد. منافقين سنگدل و ناپاک که با جنايت  بسيار زشت خود آشکارا نشان دادند که به هيچ اصل و معيار الهي انساني پاي بند نيستند و در دشمني و ستيز با ملت غيرتمند ايران اسلامي هيچ حدي را نمي شناسند، و ثابت کردند که براي مردم و معتقدات و مقدسات آنها هيچ حرمت و قداست و اهميتي قائل نيستند. لحظات و حالات مردم در صبح روز بعد حقيقتاً براي تاريخ عبرت آميز بود و براي هربيننده اي ديدني. مرد و زن، پير و جوان، کوچک و بزرگ، همگي شيفته و شيدا، گريان و نالان و در عين حال خشمگين و غرنده به حرم وارد شدند، ضريح را در آغوش گرفتند و ضمن اظهار ارادت به آستان رفيع و مقدس امام همام علي بن موسي الرضا (ع)، خشم و نفرت آتشين خويش را نثار دشمنان خارجي و مزدوران داخلي دين و ملت انقلاب و کشور خويش ساختند.

 

حرم امام رضا(ع)

پيام مقام معظم رهبري در مورد هتک حريم مطهر حضرت رضا عليه السلام 

بسم الله الرحمن الرحيم

انالله و انا اليه راجعون

با اندوه و تاْسف اطلاع يافتيم که دست جنايتکار دشمنان اسلام به جنايتي بزرگ آلوده شده و با هتک حريم مطهر و مقدس بارگاه رضوي عليه الاف التحيه و الثنا عده اي از زوار مظلوم را در حرم مطهر امام هشتم عليه السلام و در روز عاشوراي حسيني به خون غلطانده است. دشمنان منافق و معاند و سنگدل با اين کار نشان مي دهند که به هيچ يک از موازين انساني پايبند نيستند و دشمني آنان با ملت غيور و مؤمن هيچ حد و مرزي نمي شناسد. منافقين کور دل و خائن نشان مي دهند که براي حريم مقدس اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام نيز، هيچگونه حرمتي قايل نيستند و زمان و مکاني به اين عظمت و قداست مانع و رادع خونخواري و ددمنشي و کينه سبعانه آنان نسبت به ملت ايران نيست.

 لعنت خدا و نفرين و نفرت بندگان خدا بر آن دستهاي جنايتکار و دلهاي سياه باد. دشمنان ملت ايران با اينگونه کارها عجز و ناتواني خود را به اثبات مي رسانند و ثابت مي کنند که محکوم به زوال و نابودي اند. اينجانب ضمن عرض تسليت به حضرت ولي الله الاعظم روحي فداه و به خانواده هايي که عزيزانشان قرباني خباثت و جنايت دشمنان شده اند و به ملت شجاع و بزرگ ايران اسلامي و درخواست علو درجات براي شهداي اين فاجعه جانسوز، از مسئولين امر و نيروهاي امنيتي و انتظامي مي خواهم که با جديت بدنبال عاملان اين جنايت باشند و در اسرع وقت ممکن آن خفاشان خونخوار را به دست عدالت بسپرند.

«وسيعلموا الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون»

                                          سيد علي خامنه اي   عاشوراي 1415

«حرم» را «قتلگاه» عشق ديديم

غمي در جان ـ عزايي در جهان است

مصيبت در زمين و آسمان است

سيه پوشيده در سوگي بلنديم

به سر، شال عزا بايد ببنديم

خروش يا رضا يک باره کرديم

به سر، زنجيرها را پاره کرديم

غروب شمس و ماه عشق ديديم

حرم را قتلگاه عشق ديديم

ببين چون سيل گل، پير و جوان را

خروش جان و فرياد جهان را

به لب، تا نوحه خوان، نام رضا برد

مرا از عالم خاکي کجا برد؟

چرا نام رضا، ديوانه ام کرد

شدم گيسو و دستي شانه ام کرد

غمي پرپر نموده لاله ام را

خبرکن اهل بيت ناله ام را

تمام دسته گلها، رشک بردند

کنار اهل بيت اشک بودند

دوباره در حرم، گلگون بدن شد

گل سرخي که اهل البيت من شد

سر شکم شعله اي سرکش گرفته است

گل زيباي من آتش گرفته است

براي عشق و ايمانم، محک بود

گل من نذري باغ فدک بود

به صورت، رنگي از مولا گرفته است

گل من، بويي از زهرا گرفته است

زمين طوس را گل مرگي آمد

فدک را ثلمه، بي برگي آمد

بخشي از اشعار شجاع الدين ابراهيمي ـ چاپ شده در مجله حرم شماره 74 (ص 44) ـ ارديبهشت 1380

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت 10:22. - لينک ثابت


چرا تعجب می کنید؟

 
عرض ادب
 
نمی دونم بعضیا چرا تعجب می کنن از عزاداری ما؟ میگن بابا بسه دیگه! تموم شد! ول کنید...!
 
اونایی که این حرفها رو می زنن، نمی فهمن!
 
بابا به کی بگم؟ سوال شده برام:
 

حل نشده برايم اين مسئله!

چرا کتک زدند زن حامله...؟!

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت 7:57.دل نوشته - لينک ثابت


جانم حسن(ع)..!

 

ياد کوچه ي مدينه، ميزنه آتيش به سينه

مونده رو صورت مادر، جای پنج انگشت کينه

 

مادرم که بي حبيبه، به غم و غصه اسيره

به خدا قسم که مُزدِ گفتن علی (ع) همينه

 

ای مادر جوانم، جوان قد کمانم

باور نمی کنم من، بعدِ تو زنده مانم

 

دشمنا با هم نشستن، تو کوچه راهشو بستن

فدکش رو پاره کردن، دست و بازوشو شکستن

 

حُرمَتِ نمک گرفتن، از ديوار کمک گرفتن

مادرِ مجروح مارو، به باد کتک گرفتن

 

تک و تنها توی کوچه، دست و پای من می لرزيد

جلو چشم من رو خاکها، مادرم تو خون می غلطيد

 

مادر مَرو زِ پيشم، بی تو دلم ميميره

مادر مَرو زِ پيشم، بی تو بابا ميميره

 

دست به دست هم که دادن، ظلم بی حد و حساب شد

وقتی مادرم زمين خورد، دنيا رو سرم خراب شد

 

خودمو بهش رسوندم، کنج ديوارش کشوندم

چادر خاکيشو با دست، گريه کردم و تکوندم

 

از نفس نفس زدنهاش، جگرم سوخت و کباب شد

تا به خونه مون رسيديم، دل من ز غصه آب شد

 

در بين راه می گفتش، ای بر دلم شکوفه

هيچی نگو به بابا از ماجرای کوچه

 

مادر به اين مهربونی، توروخدا سوختنيه؟

حالا اين روزا تو خونه مادر ما بي شکيبه

 

همه ی غمش همينه، که بابا علی (ع) غريبه...

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت 8:44.دل نوشته - لينک ثابت


انا لله و انا الیه راجعون

 

بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون

عرض سلام و تسليت ايام فاطميه و تخريب مناره هاي حرم امامين  عسگريين (عليهما السلام) و وفات حضرت ايت الله العظمي  فاضل لنكراني (رحمه الله) به پيشگاه آقا بقيه الله الاعظم (روحي له الفداه) و شما دوستان عزيز.

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت 7:53. - لينک ثابت


پیامی از یک خواهر دینی: ناهید برگشت..!

 

هوالمحبوب

...مادر خسته و شکسته روي زمين زانو زد. کنار آن تکيه زمين بر آمده. کنار آن تکه زمين خونرنگ. مادر زانو زد و خاک خشک و سرد را در آغوش گرفت ؛ خاکي که بوي فرزندش را مي داد، بوي قهرمان شجاعش را، بوي دختر غيورش را. در خاک چنگ زد. مشتي از آن خاک مقدس را بر صورتش ريخت...اين بود آنچه بعد از ماه ها دوري، براي او مانده بود:يک مشت خاک... يک مشت خاک به جاي فرزندش..مادر ضجه مي زد...فرياد مي کشيد و خدا را به داوري مي خواند...سکوت روستا را در بر گرفته بود... مردم روستا دورتر ايستاده بودند و مادر دلسوخته را مي نگريستند... و ناگهان دختري از آن ميان گام پيش نهاد... دختري جوان... پيش آمد و در کنار زن داغديده زانو زد... دستان جوانش را بر دستان پير و چروکيده ي زن نهاد و نواري باريک از پارچه اي آشنا در ميان انگشتان او گذاشت... شانه هاي لرزان زن را در ميان بازوانش گرفت و برايش گفت... با صدايي نرم و جاري... صدايش آهنگ سوزناک صداي مادران سرزمينش را داشت که براي کودکانشان ترانه مي خواندند... شانه هاي لرزان زن را در ميان بازوانش گرفت و برايش گفت... برايش از دختر گم شده اش گفت... از آن زنداني غريب... از آن چشم هاي پر از اندوه... از آن سکوت گويا... از آن صورت هميشه کبود... از آن پيکر هميشه خوني... دختر گفت و گفت و زن گريست و گريست... آن روز روستا پر بود از چشم هاي گريان... پر بود از قلب هاي داغديده... پر بود از مادران دختر از دست داده...

***

ناهيد بر گشت... نه روي ساق هاي بلند و چابک خودش... روي شانه هاي سربازان جوان سرزمينش برگشت... در ميان بازوان چوبي يک تابوت برگشت... ناهيد برگشت... پس از ماه ها دوري... ناهيد برگشت... در ميان سکوت حزن آلود هزاران پاسدار که آمده بودند از دختري 17 ساله رسم پايداري بياموزند... در ميان  درود هاي مردم شهرش و سلام هاي نظامي درجه داران سپاه.. ناهيد برگشت... چون سرداري فاتح... ناهيد برگشت... دختري از تبار هزاران صلاح الدين اين خاک... ناهيد برگشت...

***

شهيد ناهيد فاتحي، يکي از چهار دختر خانواده ي انقلابي و مذهبي فاتحي بود. پدرش ار پيشمرگان مسلمان کرد بود. پيشمرگان مسلمان کرد يگان هايي از مردم بومي کردستان بودند که به سپاه پاسداران در دفاع از استان کمک مي کردند. نيروهاي ضد انقلاب در زمستان سال 60 و در اوج درگيري هاي کردستان او را که 17 سال بيش نداشت ربودند تا خانواده اش را تحت فشار قرار دهند. پدرش در آن زمان در خارج از استان مي جنگيد و مادرش به تنهايي به جستجوي او برآمد. او در زمستان سرد و بي رحم کردستان با پاي پياده و بدون همراه جاده هاي کوهستاني غرب را پيمود و عاقبت پس از يازده ماه قبر دخترش را يافت. جنايتکاران ضد انقلاب پس از ماه ها شکنجه او را زنده زنده به خاک سپرده بودند. بنا به شهادت مردم روستايي که ناهيد ماه هاي آخر اسارتش را در آن جا طي کرده بود او همه ي شکنجه ها را با فرياد الله اکبر پاسخ داد و هرگز حاضر نشد خواسته ي دژخيمان را بپذيرد و در ازاي ناسزا گفتن به امام کبير امت از شکنجه نجات پيدا کند. او را در حالي زنده زنده دفن کردند که به شدت مجروح بود و هر دو دستش از ساعد قطع شده بود. پيکر پاکش را در ميان استقبال خيل عظيمي از مردم مظلوم استان و سپاهيان اسلام به سنندج بازگرداندند.در آن روز، همه ي درجه داران سپاه جمع شده بودند تا به سردار 17 ساله ي سپاه اسلام اداي احترام كنند...

من و همه ي دختران مسلمان تا ابد به شجاعت خواهرمان ناهيد فخر مي کنيم... کاش مثل او باشيم...

ياحق...

 

و دشمن پشت ديوارهاي شهر است... اين المستشهدون؟

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت 7:41. - لينک ثابت


باز هم می گویید اینطور نیست؟!

شيخ "عبدالله بن جبرين"، شيخ "الحربي" و شيخ "العمر" از مفتي‌هاي برجسته عربستان سعودي، انهدام گلدسته‌هاي حرم امامين عسگريين(ع) را به يكديگر تبريك گفتند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "النهرين‌نت"، اين افراد كه سال گذشته به همراه ده‌ها تن ديگر از مفتيان سعودي، بيانيه‌اي را در تكفير شيعيان صادر كرده بودند در پي وقوع فاجعه چهارشنبه گذشته در سامرا، تبريكات شفاهي و كتبي براي يكديگر ارسال كردند.

به گفته منابع مطلع در منطقه "العواميه" اين سه مفتي سعودي از تخريب بقاياي حرمين عسگريين(ع) ابراز خشنودي كرده و اين جنايت را تبريك و شادباش گفتند.

بر اساس اين گزارش، شيخ بن‌جبرين به‌تازگي با صدور فتوايي، از پيروان وهابي خود خواسته بود بقاياي حرم عسگريين(ع) را كه از انفجار سال گذشته برجاي مانده بود نيز با خاك يكسان كنند.

از سوي ديگر، يك كارمند شركت ارتباطات همراه سعودي اعلام كرد: حجم ارسال پيام‌هاي تبريك بر روي تلفن‌هاي همراه مشتركان سعودي، طي پيش از ظهر تا عصر چهارشنبه گذشته بالغ بر 70 درصد كل پيام‌هاي كوتاه اين كشور بود كه نسبت به ديگر روزهاي عادي، رقمي بي‌سابقه است.

وي افزود: بيشتر اين پيام‌هاي كوتاه شامل تبريك انفجار اين مرقد شيعي بود و ارسال‌كنندگان اين پيام‌ها نيز بيشتر بر روي "جهادي‌بودن"، "توحيدي‌بودن" و "ضد شرك بودن" اين اقدام تأكيد داشتند.

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 18:59.دل نوشته - لينک ثابت


دیگر مناره های حرم هم خراب شد...

ديگر مناره هاي حرم هم خراب شد

 

بي حرمتي به مضجع آيينه باب شد

 

اين بار هم شبيه همان ماجراي قبل

 

مهدي(عج) فاطمه(س) خانه خراب شد

 

خون مي گريست از غم مادر که ناگهان

 

قلبش براي گنبد بابا کباب شد

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 17:23.دل نوشته - لينک ثابت


حرم به دست حرامی خراب گشته، بیا!

درون قلب جهان انقلاب گشته بيا

 

نفس بدون تو همچون عذاب گشته بيا

 

نظاره کن به فراسوي سامرا و ببين

 

حرم به دست حرامي خراب گشته بيا

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 17:20.دل نوشته - لينک ثابت


ما دروغ می گوئیم! ما اهل کوفه ایم! علی(ع) تنهاست!

 

در جايي مي خواندم که چنين نوشته بود:

به جاي فکر کردن فقط ناراحتيم!!! اگر دقت کرده باشيد روبروي حرمين شريفين تبليغ بزرگي از نوکيا به چشم مي خورد... اگر اين از علايم سکوت ما نيست... اگر اين از علايم غفلت ما نيست... اگر اين علامت و مارک به ظاهر بي اهميت و مسخره نشانه کوفي بودن ما نيست پس چيست؟؟؟ سکوت ما هم مثل سکوت مردم مدينه است... آري گريه خواهيم کرد... ناراحت خواهيم بود... اما بعد از اين واقعه چه خواهد شد.... باز هم سکوت ما در قبال اين همه تجاوز ادامه دارد... زندگي ميکنيم مثل يک مسلمان!!!!


يا اميرالمومنين (ع)، يا صاحب الزمان (ع)! ما دروغ مي گوئيم... ما اهل کوفه ايم... علي(ع) تنهاست...

هنوز صداي ناله هاي جانسوز زهرا (س) از بيت الاحزان به گوش مي رسد گويي با تمام وجود خدا را صدا مي رسد الهي و ربي من لي غيرک... قطره قطره ي اشکهاي فاطمه(س) از غربت علي(ع) مي گويد ديگر ملائک طاقت او را ندارند آري آرزوي مرگ او را جز وصال يار نيست...


و پس از جنايت سامرا... شبکه خبر در راستاي تسليت به امام زمان عليه السلام از بازار بورس و اوراق بهادار مي گويد... و شبکه چهار همچنان به بحث حساس خود در زمينه هاي خيلي مهم ادامه مي دهد... و شبکه پنج مشغول ملق بازي بچه هاست... شبکه دو از طنز و طنز پرداز ميگويد... ولي طوري نشده که... همه شان در همين احوال ناراحت هم هستند!!! و اينجا همچنان سيماي جمهوري اسلامي ايران است!

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 13:47.دل نوشته - لينک ثابت


غصه نخور آقاجون... یابن العسگری...!

ما در ره اهل بيت(ع) جان مي بازيم

 
 


بر سامره و حريم آن مي نازيم

 
 

آن کعبه عشق را به مهدي(عج) سوگند
 
 


زيباتر و باشکوه تر مي سازيم

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 10:43. - لينک ثابت


گزارش تصویری هتک حرمت بازماندگان معاویه و یزید و شمر و خولی و سنان و ضجر و معتصم و...

 
گزارش تصویری از انفجار گلدسته های حرمین سامراء
 
 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 8:10. - لينک ثابت


برای سامراء...

 

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي‌
آقا!
گلايه اي نيست!
اين روسياه زبان گلايه ندارد
اما...
سامرا كه ديگر تمام خاطرات شما نيست‌
وتنهايي هايتان‌

وقتي كه پاي بر سر سراها مي نهاديد
اما...
سامرا كه ديگر براي شما آشناست‌
و گنبد طلايي اش و مدفن مطهر امام عسگري‌(ع)
پدر بزرگوارتان‌
آقا
باور كنيد...
اين قلم...
با تمام آلودگي هايش‌
توان نوشتن ندارد
آقا خبر را مي دانيد!؟
گنبد طلايي سامرا را
دوش هاي ضريح تاب نياورده اند
وطايفه متوكل‌
...بگذريم‌
امشب دلم هواي سامرا را كرده است

صبح امروز بار ديگر افراطيون و تروريست‌ها در منطقه‌اي كه كنترل امنيتي كلي آن را نيروهاي آمريكايي بر عهده دارند، به رغم آنكه به ظاهر حرم شيعيان از سوي نيروهاي امنيتي و پليس محافظت مي‌شد، توانستند به حرم نفوذ كرده و دو مناره طلايي آن را منفجر كنند.

محمود صالح، خبرنگار عراقي از سامرا در گفت‌وگو با الجزيره اظهار داشت: اين انفجار ساعت ‌٠٥/٩ صبح امروز به وقوع پيوست و دو انفجار پي‌در پي با فاصله‌ي پنج دقيقه مناره‌هاي حرم سامرا را تخريب كرد. در انفجار اول مناره سمت چپ حرم به صورت كامل تخريب شد و در انفجار دوم مناره‌ طلايي سمت راست حرم به صورت كامل فرو ريخت.

پس از وقوع اين انفجار مردم خشمگين سامرا تظاهرات گسترده‌اي را در محكوم كردن اين عمليات تروريستي برگزار كردند اما نيروهاي پليس عراق به سمت تظاهركنندگان حمله‌ور شده و با شليك تيرهوايي تظاهركنندگان را متفرق كردند.

ساكنين محلي هم‌چنين از وقوع درگيري‌هايي پيش از انفجار امروز خبر دادند. مردم محلي همچنين در اظهار نظرهايي با مشكوك خواندن اين انفجار اعلام داشتند: با توجه به اينكه حرم امامين عسگريين (ع) تحت مراقبت كامل نيروهاي امنيتي قرار داشت و نيز با توجه به اينكه حتي تمامي اماكن تجاري و مغازه‌هاي اطراف حرمين به صورت كامل بسته بود و هيچ كس جز نيروهاي پليس عراق در اين منطقه فعال نبودند، اين انفجار بسيار مشكوك و شبهه‌برانگير است.

واكنش ‌دولت عراق

در همين حال نوري المالكي، نخست وزير عراق در ديدار با ديويد پترائوس، فرمانده‌ نيروهاي آمريكايي در عراق و رايان كروكر، سفیر آمريكا در اين كشور خواستار اعزام نيروهاي آمريكا به سامرا به منظور جلوگيري از خشونت‌هاي احتمالي در اين شهر شد.

هم‌چنين مقتدي صدر، روحاني شيعه در عراق سه روز عزاي عمومي اعلام كرد و تظاهرات‌هاي آرام در محكوميت اين اقدام را خواستار شد.

خبرگزاري فرانسه گزارش داد: نيروهاي امنيتي و ارتش عراق در پي وقوع اين عمليات، با اجراي مقررات منع آمدوشد و محاصره مركز شهر سامراء، تمامي راه‌هاي منتهي به حرم عسكريين(ع) را بستند.
پايگاه خبري "النهرين" نيز گزارش داد: سپاه المهدي(عج) وابسته به جريان صدري، به محض انتشار اين خبر، براي جلوگيري از واكنش احتمالي قهرآميز شيعيان عليه اهل‌سنت، وارد عمل شد و آماده‌باش امنيتي اعلام كرد.

انفجار دو سال پيش

تروريست‌هاي تکفيري، پيشتر در سوم اسفندماه ۱۳۸۴، در اقدامي گستاخانه اقدام به حمله انتحاري به اين مکان مقدس کردند و سبب فرو ريختن بخش‌هايي از حرم امامين عسکريين شدند که اين جنايت به خشم گسترده مسلمانان به ويژه در عراق، ايران، لبنان و افغانستان و بحرين منجر شد.

آنان در اين عمليات برنامه‌ريزي شده، اين حرم را منفجر و گنبد مقدس آن را فرو ريختند، اما مدتي بعد مشخص شد که اين عمليات پيچيده و ددمنشانه با همکاري برخي عوامل ضد شيعه که در پوشش خدام حرم در سامرا حضور داشتند، انجام شده است.

در پي وقوع آن حمله آيت‌الله العظمي سيستاني با درخواست براي برپايي تظاهراتي گسترده، هفت روز عزاي عمومي اعلام كرد و هزاران تن از ساكنان سامرا و عراق در اعتراض به اين اقدام به خيابان‌ها آمدند و با سردادن شعارهايي، تروريست‌ها و نيروهاي آمريكايي را مسوول اين جنايت معرفي كردند.

در همان مقطع پس از تحريک احساسات و عواطف ده‌ها ميليون شيعه سراسر جهان، برخي کارشناسان خواستار اقدامي اساسي درباره حرم سامرا و ايجاد بخش شيعه‌نشين در حاشيه حرم شدند، اما نه‌تنها چنين اقدامي انجام نشد، بلکه پروژه بازسازي گنبد نيز پيشرفت محسوسي نداشته است.

در پايان اين گزارش آمده است: دو سال قبل، انفجار اين حرم تا ماه‌ها منجر به خشونت‌ها و قتل‌هاي فرقه‌اي شد که به نظر مي‌رسد اين هدف در انفجار صبح امروز نيز پيگيري
 مي‌شده است.

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت 14:42.دل نوشته - لينک ثابت


من عزادار علمدار حسین(ع) ام...

 

به من ميگن چرا اسم خودتو ننوشتي؟ چرا اسمتو گذاشتي عزادار علمدار حسين(ع). واقعا مي خوايد بدونيد؟

 

آقا داره با مشک حرف مي زنه:

 

اي مشک پُر آبم! آبروي من توئي

ساقي ام من، باده و جام و سبوي من توئي

دست من بر دامنت، دامان سقا را بگير

دامن اين خسته ي افتاده از پا را بگير

اندکي طاقت بياور! تا به خيمه ره نيست

جز تو از حال دل من هيچکس آگه نيست

شايد از آب تو طفلان حنجر خود تَر کنند

حلقه ي شادي به پا، گِرد علي اصغر(س) کنند

گر بميرم من، فداي تار موي اصغرش(س)

قطره اي از تو خنک سازد تمام حنجرش

سر به زير، داشت با مشک پُر آبش گفتگو

ناگهان تير آمد و سر کرد در مشکش فرو

قلب سقا زودتر از مشک آبش پاره شد

فاش مي گويم، علمدار حسين(ع) بيچاره شد

عدو تيري به چشمان تَرَم زد

به پيش ديدگان مادرم زد

چو من فرياد يا زهرا(س) کشيدم

عمود آهني را بر سرم زد

در هجوم خارها ديگر گلي پيدا نبود (خدا مي دونه چند نفر تيرانداز به عباس(س) تير مي زدن)

جز دو دست خوني و يک مشک در آنجا نبود

دست او برداشت و بر چشم پر اشکش کشيد

خوب شد آن لحظه ديگر زينب کبري (س) نبود

مرگ سقا پادشاه عشق را بيچاره کرد

طاقت آنقدرش که برخيزد دگر از جا نبود

 

حالا فهميديد؟ داغي از عباس(س) روي دلمه که فکر نمي کنم هيچوقت التيام پيدا کنه. فکرشو بکنيد... ناگهان تير آمد و سر کرد در مشکش فرو... خدايا هيچ مردي رو شرمنده نکن. همه ي بچه ها مي گفتن کار عمو نشد نداره. از وقتي چشم باز کردن همه يه عباس(س) ميگن 100 تا از بغلش در مياد. تا وقتي عباس(س) زنده بود پاي رقيه به زمين نرسيده بود. جاش روي دوش عموي خوبش بود.

 

ما که نبوديم ببينيم ولي بعضي وقتا ميشينم فکر مي کنم با خودم... به يه نتايجي مي رسم که از فکر کردنم پشيمون مي شم. حضرت زينب (س) خوب مي دونست عباس(س) چه پهلوونيه. آخه هميشه وقتي حضرت زينب(س) مي خواستن تشريف ببرن بيرون، پيشاپيش عباس(س) مي رفت خلوت مي کرد. حضرت قاسم بن الحسن(س) يه طرف زينب(س)، حضر علي اکبر(س) يه طرف زينب(س)... ديدني بوده ها... چي شده؟ اوليا مخدره دارن تشريف ميارن، بني هاشم دارن ميارنشون. آخه بچه ها بني هاشم معروف بوده به غيرتي! کسي تاب ايستادن مقابل عباس(س) رو نداشت که. بدخواهاي اقاي من جرات نداشتن نزديک عباس(س) بشن. کسي جرات نداشت به چشم عباس(س) نگاه کنه...

امان اي دل... اي دل... اي دل... بسوز اي دل... اي دل... اي دل...

امان از لحظه اي که دست عباس(س) رو قطع کردند... کسي تو خواب هم نمي تونست ببينه... عباس(س) کجا؟ شمشير دشمن کجا؟ کسي مي تونست واسه عباس(س) شمشير بکشه؟

حالم از دنيا به هم مي خوره. آقام از اين دنيا سير بود به خدا... فقط غم حضرت زهرا(س) کافي بود براش... غم باباش علي(ع) بس بود براش. زمانيکه پيکر داداش حسن(ع) شو گلبارون کردن، خواست دست به شمشير ببره، امام زمانش، داداش حسين(ع) نذاشت. چه خون دلي خورد عباس(س). چقدر غصه خود عباس(س)... بميرم براي غيرت عباس(س).

نمي دونم زمانيکه تير به مشک خورد و عمود به سرش خورد و روي زمين افتاد به چي داشت فکر مي کرد آقا

 

کسي باورش نميشد که عباس(س) ديگه برنمي گرده. چطور ممکنه عباس(س) زمين بخوره؟ آخه تاحالا کسي زمين خوردن عباس(س) رو نديده... عباس(س) تاحالا زمين نخورده بود اصلا... خدا لعنت کنه باعث و بانيشو...

 

يل کرب و بلا، يل ام البنين(س)، علمدار حسين(ع)...

 

حالا يکي بياد به من بگه با غصه ي آقام چيکار کنم؟ به خدا دوست دارم تيکه تيکه بشم به عشق عباس (س). اون زماني که اون نامرد از خدا بي خبر به خاطر شيعه بودنم چاقوشو فرو کرد توي شکمم و کشيد بالا، اولين چيزي که به ذهنم رسيد اين بود که خدا رو شکر خون منم ريخت. پيش اربابم شرمنده نيستم ديگه.    منم خون دادم. خون منم ريخت...

ولي چه فايده؟ مگه يه سر سوزن از اون لحظه اي که مشک روي سينه عباس افتاده بود و آقام با دهان مشک رو گرفته بود ميشه؟ اون لحظه اي رو ميگم که نامرد تيري رها کرد به سمت مشک. مي دوني چه اتفاقي افتاد؟ مشک با سينه به هم دوخته شد...

نمي دونم چجوريه... هروقت دارم با صورت ميفتم، دستام رو جلوم مي گيرم. عباس که دست نداشت، تيري هم به چشم و سينه ش فرو رفته بود. نمي دونم وفتي افتاد اين تيرها چجوري از پشتش در اومد...

 

يکي به من بگه چيکار کنم... يکي يه چاره اي، يه راه حلي برام پيدا کنه که چجوري با غصه ي آقام کنار بيام. حالا فهميديد چرا اومدم توي اين کلوپ و فعاليت کردم؟ حالا فهميديد چرا اسمم اينه؟ حالا فهميديد؟

 

من عزادار علمدار حسين(ع) ام... من عزادار غم علمدار حسين(ع) ام....

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت 11:40.دل نوشته - لينک ثابت


رسم جوانمردی با شهدا به شهدا پیوست... امروز خیلیها دروغ می گویند...

 

نام: سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي مشهور به سيد ذاکر

سال تولد :
۱۳۵۷ شهرستان خوي


سال وفات:
۱۶/۴/۱۳۸۵  بيمارستان ميلاد تهران در سن ۲۸ سالگي

علت فوت: سرطان ريه و حنجره و از کار افتادن سلولهاي مغزي بعد از
۴۰ روز کما

نقدي بر سکوت کور و ناجوانمردانهء صدا و سيما در قبال درگذشت سيد ذاکر:

آقاي ضرغامي; زمستان رفت و روسياهي به شما ماند!

رسانه اي که براي پفک نمکي و چيپس و لپ لپ و اشي مشي و لواشک فافا روزانه و شبانه و دقيقه ها
 تبليغات ميکند! خبر درگذشت سيد ذاکر را هرگز پخش نمي کند!

فلان هنر پيشهء زمان طاغوت که حتي صحنه هايي از بازي او را نيز در کنار خانواده نمي توان تماشا کرد ميميرد.
 صدا و سيما با آب و تاب با پخش کليپ و بيوگرافي و خاطرات و زير نويس و رو نويس در شبکه هاي مختلف ملي! خبر رساني و تسليت نمايي ميکند!

بازيکن فوتبال يک تيم ردهء چندمي تصادف ميکند و ميميرد. خبر مثل توپ در صدا و سيما ميترکد! گزارش و مراسم و
 تجليل و ترحيم است که پشت سر هم از سر و کول شبکه هاي مختلف تلويزيون بالا و پايين ميرود.

اسحاق رابين ميميرد. شارون گور به گور ميشود. تلويزيون جشنواره اي از خبرها را به راه مي اندازد.

گزارش لحظه به لحظهء مرگ دوست و دشمن است
 که از رسانهء ملي پخش مي شود.

اما !

اما انگار از مدتها هماهنگي شده که سيد جواد ذاکر
 نه دوست هست و نه دشمن  و لابد هم نه آدم!
اين را ميدانستيم که سيد ذاکر و حميد رضا عليمي سالياني است
 که در صدا و سيما ممنوع الصدا و تصوير هستند تا فرصتي براي تبليغ رافونه و شامپو عروسکي باشد !

وقتي سيد جواد ذاکر
  قريب به چهل روز در بيمارستان کاشان و ميلاد تهران بستري بود هيچ خبر و گزارش و اشاره وانعکاسي در سيماي ضرغامي نبود!

اما در عوض صدا و سيماي ملي(!!!) به اتفاق مدير شبکهء
 سه و دوربين و عوامل واحد سيار و  مجريان و... از کمر درد شخصي جواد خياباني گزارشي ملي تهيه ميکند!!!

حرفهايم را جمع و جور ميکنم. در تمام مدتي که سيد ذاکر در کما بود اخبار
 و شايعات ضد و نقيض هم کم نبود. انگار که ما رسانهء ملي نداشتيم!

حتي وقتي سيد رفت مردم در کوچه و خيابان بايد از هم ميپرسيدند که سيد مرده است يا نه!

به هر حال درد و دل بود...!!!

 به نقل از وبلاگ دوست خوبم: من غلام قمر غير قمر هيچ مگو

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت 8:31.دل نوشته - لينک ثابت


جلسه هفتگي هيئت در هفته سیزدهم سال (23/03/1386)

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياري خداوند متعال و مدد امام زمان (عج) و انشاءالله به دعوت و با اجازه امام معصوم مهربانمان، آقا، جواد الائمه (ع) و با ياري و همراهي شهدا، خصوصا شهداي گمنام، و به ياد رفقاي شهيدمان، شهيد محمدرضا زماني و شهيد عليرضا شهبازي، جهت حفظ شعائر اسلامي از ساعت 20 الي 22 همچون هفته هاي گذشته در محل ثابت هيئت مهمان مجلس اهل بيت (ع) خواهيم بود.

هفته گذشته یکی از همسنگرانمان را راهی دیار عشق، مدینه ی منوره کردیم و انشاءالله این هفته در کنار قبرستان بقیع کبوتر دلهای شکسته مان را به پرواز در خواهد آورد.

از عاشقان و محبان اهل بيت (ع) دعوت مي شود به مجلس روضه اهل بیت (علیهم السلام) مشرف شوند.

آدرس: کيلومتر 5 جاده مخصوص کرج، شهرک آزادي، ميدان امام رضا (ع) (ايستگاه آخر اتوبوس)، خيابان امام رضا (ع) شمالي، نبش کوچه هفتم، بيت الاحزان حضرت رقيه (س) (بيت الجواد (ع))، علامت تابلوي هيئت.

      «يا جواد الائمه (ع) ادرکني»  

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت 15:16.اطلاعیه های برگزاری مراسم هفتگی هیئت - لينک ثابت


علي (ع) حق است، حق با علي (ع) است...

 

يك رئيس جمهور و يك فرمانده ارتش هر كدام يك جانشين دارند مثلاً رئيس جمهور معاون اول دارد كه در غياب او در سفر‌ها كارهاي او را انجام مي‌دهد و يك نماينده چند معاون دارد چطور رسول اكرم صلوات الله عليه در يك سفر طولاني آخرت که بازگشتي هم ندارد براي خود جانشين انتخاب نكرده است ؟!؟!؟!؟!؟!؟! وچگونه اهل سنت مي گويند که در حادثه غدير رسول اكرم(ص) اميرالمؤمنين(ع) را به جانشينی خود انتخاب نكرده؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ و چطور اهل سنت منكر مسئله جانشيني شدند؟ اگر جانشين بد است، چرا سه خليفه ي اول اين کار را کردند و براي خود جانشين انتخاب کرده اند؟

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت 8:14.دل نوشته - لينک ثابت


اگر!! سید عبدالملك بدرالدين الطباطبایی الحوثي، فرزند شهید سید حسین بدرالدین الطباطبایی الحوثی سید یم

 

اگر!! سيد عبدالملك بدرالدين الطباطبايي الحوثي، فرزند شهيد سيد حسين بدرالدين الطباطبايي الحوثي سید یمانی باشد، انشاءالله ظهور نزديک است!!!

 

نامه عبدالملک الحوثي فرمانده شيعيان در صعده

 

بسم الله الرحمن الرحيم

خطاب به همه برادران / شهروندان يمن، علماء، مشايخ، شخصيتها و احزاب سياسي

در خصوص توقف عميات نظامي و اعطاي فرصت براي مذاكرات كه توسط دولت اعلام شده، مطالب زير مورد تأكيد ما قرار دارد:

1- عمليات نظامي متوقف نشده و ارتش به گلوله باران مردم مظلوم در مناطق آْل الصيفي و آل مزروع ادامه مي دهد. سربازان ارتش نيز با حمايت تانكها به كشتار مردم اين مناطق اقدام مي كنند.

2- همچنان كه از قبل اعلام كرده ايم، ما آماده مذاكره، تفاهم و پذيرش راهكارهاي عادلانه براي توقف جنگ هستيم و به جلوگيري از خونريزي شديدا علاقمنديم. ما براي دفاع مشروع از خود مجبور به جنگ شده ايم.

3- تأكيد مي كنيم كه ما براي رسيدن به اهدافمان جنگ را شروع نكرديم و جنگ از طرف ما، دفاع در برابر تجاوزات ارتش بوده است. ما نسبت به تشكيل كميته اي از افراد عادل و صادق كه دست و زبان و قلم و مالشان به خون بيگناهان آلوده نيست، بيطرف هستند و خداوند و حق را در نظر دارند اصرار داريم تا پس از تحقيقات خود، معلوم كنند كه چه كسي ستمگر و متجاوز است و مسئوليت همه مظالم بر عهده متجاوز خواهد بود.

4- مطالبات ما واضح و آشكار است. چندين بار از طريق كميته هاي وساطت درخواستهايمان را اعلام كرده ايم. ادعاي دولت مبني بر اينكه درخواستهاي ما واضح نيست دروغ و كذب محض است. جنگ ما بخاطر رسيدن به مطالباتمان نيست بلكه جنگ ما دفاع از خود در برابر تجاوزات است. مطالبات خود را به كميته وساطت قطر هم اعلام كرده ايم و منتظر پاسخ رسمي هستيم. مطالبات ما همانا حقوق مشروع ماست.

5- بار ديگر بر توقف عمليات نظامي و تجاوز به مناطق آل الصيفي و آل مزروع، تأكيد مي كنيم. عمليات نظامي بر مذاكرات تأثير گذارده و آن را عقيم خواهد گذاشت. همچنين ادامه عمليات نظامي بيانگر عدم صداقت دولت و فقدان اراده براي صلح و علاقه اش به تخريب كشور و كينه اش نسبت به مردم مي باشد.

6- در تاريخ ۲۱ مي ۲۰۰۷ (دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۸۶) نامه اي به كميته وساطت علماء كه به صعده آمده بودند تحويل داديم و در آن آمادگي خود را نسبت به توقف عمليات نظامي و آغاز مذاكرات اعلام كرده ايم. توقف تجاوزات ارتش به توقف جنگ منجر خواهد شد.

والله المستعان / وحسبنا الله ونعم الوكيل

برادر شما / عبدالملك بدرالدين الحوثي

۲۵ ماه مي ۲۰۰۷


توسط برخي رسانه ها، اخباري مبني بر سيطره ارتش بر روستاي آل الصيفي مطرح شده و گفته اند که آل الصيفي خالي از سکنه شده و سلاح و مهمات بسياري بدست ارتش افتاده است. در حاليکه حقيقت بر خلاف اين شايعات است. برادران ما هم اکنون در آنجا حضور دارند و ارتش بر اين روستا مسلط نشده بجز مزرعه هاي بخش غربي آن که از مقر برادران ما فاصله زيادي دارد. در اين مزارع، خسارتهاي فراوان به ارتش وارد شده از جمله ده ها کشته و مجروح.

ناگفته نماند اين روستا داخل قلعه اي محصور نيست و سه طرف آن را دشتهاي باز و خانه هاي ويران شده فراگرفته است. تاکنون چندين بار ارتش با تانکهاي خود وارد مزرعه هايي شده که اين روستا را احاطه کرده ولي در پي مقاومت برادران، مجبور به عقب نشيني شده و انشاء الله بزودي از کليه مزارع اطراف اين روستا نيز اخراج خواهد شد.

و اما در بقيه جبهه ها، درگيري ها ادامه دارد مانند مناطق نزديک شهر صعده و رازح که ارتش مجبور شده وارد زمينهاي استان جيزان در خاک عربستان سعودي شود و از آنجا به سمت مرکز رازح حرکت کند. با اين حال، شکستهاي پي در پي نصيبش شده و از پس گرفتن مرکز رازح ناتوان بوده و با ضربات کوبنده برادران ما مواجه شده است.

و اما ارتش يمن در جبهه هاي آل سالم، بني معاذ، ولد مسعود، ضحيان و مناطق ديگر، از بدست آوردن هرگونه نتيجه اي مأيوس شده و آرامش همراه با نگراني بر اين مناطق حاکم است الا برخي درگيري هاي پراکنده. لذا ارتش براي اينکه جار و جنجال تبليغاتي راه بياندازد، تمام توان خود را براي تصرف روستاي آل الصيفي متمرکز کرده، گويي بر شهر گرينگراد مسلط شده است.

ارتش همچنين مردم و ممتلکاتشان را هدف قرار مي دهد مانند حادثه سوق الليل با تصور اينکه برادران ما مي خواهند بر يک ايستگاه پمپ بنزين سيطره پيدا کنند و بدون اطمينان از صحت خبر و اعلام قبلي به مردم آن منطقه، پمپ بنزين را هدف موشکهاي خود قرار داد که ده ها نفر کشته و مجروح شدند.

روز شنبه ۱۲ خرداد، هواپيماهاي ارتش مناطق الجلة و وادي يسنم را هدف بمباران کور خود قرار داد و منازل و مزرعه هاي مردم را ويران کرد فقط به اين بهانه که اهالي اين مناطق با ارتش همکاري نمي کنند و با برادران خود (ياران الحوثي) نمي جنگند. اينگونه ارتش با مردم در استان صعده معامله مي کند. 


 
دکتر «عصام العماد» ادامه داد: سفير يمن در تهران، 4 سال اخير حدود 20 سفر به شهر قم داشته که در اين سفرها تلاش کرد از برخي مراجع تقليد فتوايي مبني بر ضلالت «سيد حسين الحوثي» و ارتداد وي بگيرد اما مراجع عظام تقليد، از صدور هرگونه فتوا يا بيانيه‌‏اي در اين زمينه خودداري کردند زيرا خانواده معزز الحوثي شناخته‌‏شده‌‏تر از اين هستند که کسي بتواند چنين ادعاهايي را باور کند.
وي به محتواي برخي روايات در مورد زمينه‌‏سازان ظهور امام‌‏مهدي(عجل‌‏الله‌‏فرجه) پرداخت و گفت: در برخي از احاديث معصومين (عليهم‌‏السلام) آمده که شخصي که در آستانه ظهور امام مهدي(عجل‌‏الله‌‏فرجه) از يمن قيام مي‌‏کند و مردم را به سوي هدايت‌‏يافته‌‏ترين مذاهب فرامي‌‏خواند «حسن» يا «حسين» نام دارد.

رئيس مجلس اعلاي اسلامي شيعيان يمن با اشاره به تبليغات منفي حکومت و شخص رئيس‌‏جمهوري يمن بر ضد تشيع دوازده امامي و روحانيون مبلغ اين مذهب در اين کشور گفت: حکومت يمن با استناد به اين احاديث، ادعا کرده بود که «سيد حسين الحوثي» همان «يماني موعود» است زيرا نامش «حسين» و مذهبش «شيعه دوازده امامي» است در حالي که خود وي هيچ‌‏گاه چنين دعويي نکرده بود.

وي در پايان اين گفت‌‏وگو با بيان اينکه جان هر يک از شهروندان يمني که لب به انتقاد از اين حوادث بگشايند در معرض خطر جدي قرار دارد؛ به حبس و شکنجه علما، مجتهدان و روزنامه‌‏نگاراني چون «عبدالکريم الخيواني» سردبير روزنامه يمني «الشوري» اشاره کرد و بار ديگر با هشدار در مورد نسل‌‏کشي شيعيان يمن، از سازمان کنفرانس اسلامي، مجامع جهاني، سازمان‌‏هاي غير دولتي و فعالان عرصه حقوق‌‏بشر خواست تا حکومت اين کشور را براي توقف اين حملات و به رسميت‌‏شناختن حق زندگي براي شيعيان، تحت‌‏فشار قرار دهند و از آزادي عقيده و مذهب بر اساس عقلانيت، منطق، رواداري و مدارا حمايت کنند.


براساس آنچه در شيعه نيوز آمده، تمام اين کشت و کشتارها بخاطر پي جويي جهت يافتن سيد يماني و به شهادت رساندن اوست.

اللهم عجل لوليک الفرج

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت 19:56.آخرالزمان و نشانه های ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) - لينک ثابت


محاسبه اعمال: شهدا چه کردند و ما چه...؟!

 

صداي انفجار آمد وسنگرش رفت هوا، هر چه صدايش زديم جواب نداد، رفتيم جلو، سرش پر از ترکش شده بود، جيبهايش را خالي کرديم. يک کاغذ جالب تويش پيدا کرديم:

گناهان هفته:

شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل!

يکشنبه: زود تمام کردن نماز شب!

دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر يوميه!

سه شنبه: شب بدون وضو خوابيدن!

چهارشنبه: در جمع با صداي بلند خنديدن!

پنج شنبه: پيش دستي فرمانده در سلام کردن!

جمعه: تمام نکردن صلواتهاي مخصوص جمعه و رضايت دادن به هفتصد تا...

 

به نقل از وبلاگ صراط منير

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت 16:36.دل نوشته - لينک ثابت


تازه مسلمان

 

دو همسايه كه يكي مسلمان و ديگري مسيحي بود گاهي با هم درباره اسلام سخن مي گفتند. مسلمان كه مرد عابد و متدين بود، آن قدر از اسلام توصيف و تعريف كرد كه همسايه مسيحي اش به اسلام متمايل شد و اسلام را پذيرفت. شب فرا رسيد.

هنگام سحر بود كه نصراني تازه مسلمان، ديد در خانه اش را مي كوبند. با نگرانی پرسيد: كيستي؟ از پشت در صدا بلند شد: منم. (همان همسايه مسلماني بود كه به دست او به اسلام مشرف شده بود). در اين وقت شب چه كار داري؟ زود وضو بگير و جامه ات را بپوش كه براي نماز به مسجد برويم. تازه مسلمان براي اولين بار در عمر خويش وضو گرفت و به دنبال دوست مسلمانش روانه مسجد شد. هنوز تا طلوع صبح خيلي باقي بود. هنگام نافله شب بود. آن قدر نماز خواندند تا سپيده دميد و هنگام نماز صبح رسيد. نماز صبح را خواندند و مشغول دعا و تعقيب بودند كه هوا كاملا روشن شد. تازه مسلمان حركت كرد كه برود. رفيقش گفت: كجا مي روي؟ مي خواهم بر گردم به خانه ام، فريضه صبح را كه خوانديم، ديگر كاري نداريم. كمي صبر كن و تعقيب نماز را بخوان تا خورشيد طلوع كند.

بسيار خوب. تازه مسلمان نشست و آن قدر ذكر خدا كرد تا خورشيد دميد. برخاست كه برود، دوست مسلمانش قرآني به او داد و گفت: فعلاً مشغول خواندن قرآن باش تا خورشيد بالا بيايد، من توصيه مي كنم امروز نيت روزه كن. نمي داني روزه چقدر پاداش و فضيلت دارد. كم كم نزديك ظهر شد. گفت: صبر كن، چيزي به ظهر نمانده، نماز را در مسجد بخوان. نماز ظهر خوانده شد. به او گفت: صبر كن، طولي نمي كشد وقت فضيلت نماز عصر مي رسد. آن را هم در وقت فضيلتش بخوانيم. پس از خواندن نماز عصر گفت: چيزي از روز نمانده. او را نگاه داشت تا وقت نماز مغرب رسيد.

تازه مسلمان پس از نماز مغرب حركت كرد كه برود افطار كند. رفيق مسلمانش گفت: يك نماز بيشتر باقي نمانده و آن نماز عشاست. صبر كن تا حدود يك ساعت از شب گذشته وقت نماز عشا (وقت فضيلت) رسيد و نماز عشا هم خوانده شد. تازه مسلمان حركت كرد و رفت. شب دوم هنگام سحر بود كه باز صداي در را شنيد كه مي كوبند، پرسيد كيست؟ من همسايه ات هستم، زود وضو بگير و جامه ات را بپوش كه با هم به مسجد برويم. من همان ديشب كه از مسجد برگشتم، از دين استعفا كردم. برو يك آدم بي كارتري را پيدا كن كه كاري نداشته باشد و وقت خود را بتواند در مسجد بگذراند. من انساني نيازمند و عيالوارم، بايد دنبال كار و كسب روزي بروم.

امام صادق(ع) پس از اينكه اين حكايت را براي اصحاب و ياران بازگو كرد فرمود: به اين ترتيب آن مرد عابد سخت گير٬ بيچاره اي را كه وارد اسلام كرده بود، خودش از اسلام بيرون كرد. بنابراين شما هميشه متوجه اين حقيقت باشيد كه بر مردم تنگ نگيريد و توانايي مردم را در نظر بگيريد. تا مي توانيد كاري كنيد كه مردم متمايل به دين شوند و فراري نشوند. آيا نمي دانيد روش سياست اموي بر سخت گيري و شدت است٬ ولي روش ما بر مدارا و حسن معاشرت و به دست آوردن دل هاست؟(1)

 

1. وسايل الشيعه، ج 2، ص 494 . باب «استحباب الرفق علي المؤمنين». حديث 3 و 9

 به نقل از وبلاگ صراط منير 

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت 16:23.دل نوشته - لينک ثابت


یک ایمیل از طرف خدا...

 

امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني، حتي براي چند کلمه. نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد از من تشکر کني. اما متوجه شدم که خيلي مشغولي، مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.

وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي: سلام! اما تو خيلي مشغول بودي. يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت  که از جا پريدي. خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني. اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي. تمام روز با صبوري منتظر بودم. با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني، شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني، سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري. بعد از انجام دادن چند کار، تلويزيون را روشن کردي. نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني. درحالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري... باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي، شام خوردي و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آن که به اعضاي خانواده ات شب به خير گفتي، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي. اشکالي ندارد. احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم، بيش از آنچه تو فکرش را مي کني. حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر يک سر تکان دادن، دعا، فکر يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي. خوب، من باز هم منتظرت هستم! سراسر پر از عشق تو...

به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي.

آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه، عيبي ندارد، مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي...

 

از طرف دوست و دوستدارت: خدا...

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت 8:13.دل نوشته - لينک ثابت


کربلا!!!

 
 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت 15:46.دل نوشته - لينک ثابت


جزوه شماره 1: آشنایی با حضرت جوادالائمه(ع)

 

هو العلي

 

عرض ادب و احترام

 

همونطوري که مستحضر هستيد، مطالب وبلاگ با معرفي امام جواد(ع) و شناخت کرامات ايشون آغاز شد. اين مطالب در مجموعه اي تحت عنوان جزوه ي شماره ۱، آشنايي با امام جواد(ع) توسط خادمين هيئت تهيه و در ايام فاطميه اول پس از چندين ماه بررسي و تحقيق در اختيار حاضران در هيئت و علاقمندان به آشنايي با اين امام مهربان قرار گرفت. در حال حاضر تصميم گرفتم که فايل PDF  اين جزوه رو در اختيار تمام بازديدکنندگان اين وبلاگ قرار بدم تا انشاءاللهُ آقا جوادالائمه (ع) شب اول قبر به اين حقير هم سر بزنن. به اين ترتيب دو لينک جهت دانلود خدمت شما معرفي مي شوند. بهتر است با راست کليک روي هر يک از لينکها، گزينه Save target as  را انتخاب نموده، ابتدا اين فايل 7/1 مگابايتي را روي سيستمتان دانلود کنيد و بعد مشاهده نماييد.

 

دانلود فایل PDF آشنایی با امام جواد(ع)
التماس دعا...
 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت 9:39.آشنایی با امام جواد(ع) - لينک ثابت


مي تواند از رموز قرآن باشد...

 

حروف مقطعه قرآن را بنويسيد (مانند الف، لام، میم، کاف، ه، یاء، عین، سین، قاف و...)

تکراري ها را حذف کنيد.

درست است! تعداد حروف غيرتکراري باقيمانده، 14 تاست. درست به تعداد حضرات معصومين (عليهم السلام)

از اين 14 حرف اين جمله ساخته مي شود:

صراط علي حق نمسکه

راه علي(ع) حق است، به آن تمسک مي جوئيم

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 14:31. - لينک ثابت


جلسه هفتگي هيئت در هفته دوازدهم سال (16/03/1386)

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياري خداوند متعال و مدد امام زمان (عج) و انشاءالله به دعوت و با اجازه امام معصوم مهربانمان، آقا، جواد الائمه (ع) و با ياري و همراهي شهدا، خصوصا شهداي گمنام، و به ياد رفقاي شهيدمان، شهيد محمدرضا زماني و شهيد عليرضا شهبازي، جهت حفظ شعائر اسلامي از ساعت 20 الي 22 همچون هفته هاي گذشته در محل ثابت هيئت مهمان مجلس اهل بيت (ع) خواهيم بود.

از عاشقان و محبان اهل بيت (ع) دعوت مي شود به مجلس روضه اهل بیت (علیهم السلام) مشرف شوند.

آدرس: کيلومتر 5 جاده مخصوص کرج، شهرک آزادي، ميدان امام رضا (ع) (ايستگاه آخر اتوبوس)، خيابان امام رضا (ع) شمالي، نبش کوچه هفتم، بيت الاحزان حضرت رقيه (س) (بيت الجواد (ع))، علامت تابلوي هيئت.

      «يا جواد الائمه (ع) ادرکني»  

 

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 11:23.اطلاعیه های برگزاری مراسم هفتگی هیئت - لينک ثابت


ارباب...حسین(ع)!

 

صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين (ع)


ارباب ما معلم عيسي (ع) بن مريم(س) است


عيسي(ع) اگر به آخر عمرش به عرش رفت


قنداقه ي حسين(ع) شرف عرش اعظم است


با يوسف(ع) مقايسه کردم نگار گفت


کو شاه مصر باشد و  وين شاه عالم است

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 11:13.دل نوشته - لينک ثابت


لعن قاتلان و دشمنان اهل بیت(ع)

 

اين اسامي را هميشه لعن کنيد:

 

عايشه، سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمان بن عوف، طلحه، زبير، حر بن قوص، معاويه، خالد بن وليد، ابوبکر، عمر، عثمان، مغيره، قنفذ، زيد بن اسلم، بکر بن عبدالله، عبدالرحمان بن ملجم مرادي، عمرو بن بکر تميمي، عمر و عاص، ابوموسي اشعري، حارث بن حکم، مروان بن حکم، جعده، سعيد بن عاص، يعلي بن اميه، اسحق بن حيات حضرمي، احبش بن مرثد، حکيم بن طفيل، عمرو بن صبيح، رجاء بن منقذ، سالم بن خيثمه، واحظ بن ناعم، صالح بن وهب، هاني بن ثبيت، اسيد بن مالک، شمر بن ذوالجوشن، خولي، حرمله، ضجر، سنان، مارد و هفت پسرش، يزيد، عمر سعد، اسيد خضرمي، عبدالله بن زهير ازدي، قيس بن اشعث، عمرو بن حجاج زبيدي، عروه بن قيس احمسي، عبيدالله بن زياد، دحيل بن خثيمه، جرير بن مسعود، ثعلبه بن اسود اوسي، بجدل بن سليم کلبي، حر بن کعب تميمي، جابر بن يزيد، مالک بن بشير کندي، مالک بن نمير، اسود، اخنس بن مرثد، جمّال، لقيط، حميد بن مسلم ازدي، عبدالملک اموي، وليدبن عبدالملک، هشام بن عبدالملک، سندي بن شاهک، فضل بن ربيع، منصور دوانيقي، هارون ارشيد، مامون، معتصم، ابن ابي داوود، یحیی بن اکثم، ام الفضل، معتمد عباسي

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در یکشنبه 13 خرداد1386 ساعت 9:58.دل نوشته - لينک ثابت


اندر احوالات نماز شب!

 
 
+ بنده ی من! نماز شب بخوان که یازده رکعت است
 
- خدایا! خسته ام، نمی توانم نیمه شب یازده رکعت نماز بخوانم...
 
+ بنده ی من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان...
 
- خدایا! سه رکعت زیاد است!
 
+ بنده ی من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو...
 
- خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم می پرد!
 
+ بنده ی من! همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله...
 
- خدایا! هوا سرد است و نمی توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم!
 
+ بنده ی من! در دلت بگو یا الله! ما نماز شب برایت حساب می کنیم...
 
... بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد...

 
+ ... ملائکه ی من! ببینید من اینقدر ساده گرفته ام اما بنده ی من خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده است، او را بیدار کنید. دلم برایش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده است...
 
۰ خداوندا! دوبار او را بیدار کردیم اما باز هم خوابیده...
 
+ ملائکه من! در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست...
 
۰ پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود...
 
... اذان صبح را می گویند، هنگام طلوع آفتاب است...
 
+ ... ای بنده بیدار شو! نماز صبحت قضا می شود...
 
... خورشید از مشرق سر بر می آورد و خداوند رویش را برمی گرداند...
 
+ ملائکه ی من! آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟
 
- وای نه! خدای مهربونم با من قهری...؟!؟!؟!؟
 
... ولی باز هم خداوند من رو می بخشه...
 
... و باز هم...
 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 12 خرداد1386 ساعت 17:53.دل نوشته - لينک ثابت


اولي، دومي و سومي لعنت الله عليهم از زبان اميرالمومنين (ع)

 

خطبه سوم حضرت علي (ع) معروف به شقشقيه که درد دلهاي مولي علي (ع) از ماجراي سقيفه و غصب خلافت در اين خطبه مطرح است.


- شکوه از ابابکر و غصب خلافت: آگاه باشيد! به خدا سوگند! ابابکر جامه ي خلافت را به تن کرد درحاليکه مي دانست جايگاه من نسبت به حکومت اسلامي، چون محور آسياب است به آسياب که دور آن حرکت مي کند. او مي دانست که سيل علوم از دامن کوهسار من جاري است و مرغان دور پرواز انديشه ها به بلنداي ارزش من نتواند پرواز کرد. پس من رداي خلافت رها کرده و دامن جمع نموده، از آن کناره گيري کردم و در اين انديشه بودم که آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود به پا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان زا و تاريکي که بوجود آورده اند صبر پيشه سازم؟ که پيران را فرسوده، جوانان را پير و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مي دارد! پس از ارزيابي درست، صبر و بردباري را خردمندانه ديدم. پس صبر کردم درحاليکه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي نگريستم که ميراث مرا به غارت مي برند.


- بازي ابابکر با خلافت: تا اينکه خليفه اول به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطاب سپرد... شگفتا! ابابکر که در حيات خود از مردم مي خواست عذرش را بپذيرند (ابابکر بارها مي گفت: اقيلوني فلست بخيرکم= مرا رها کنيد و از خلافت معذور داريد زيرا من بهتر از شما نيستم)، چگونه در هنگام مرگ، خلافت را به عقد ديگري درآورد؟ هر دو از شتر خلافت سخت دوشيدند و از حاصل آن بهره مند گرديدند.


- شکوه از عمر و ماجراي خلافت: سرانجام اولي حکومت را به راهي درآورد و بدست کسي سپرد که مجموعه اي از خشونت، سختگيري، اشتباه و پوزش طلبي بود. زمامدار کسي که بر شتري سرکش سوار است. اگر عنان آنرا محکم کشد، پرده هاي بيني حيوان پاره مي شود و اگر آزادش گذارد، در پرتگاه سقوط مي کند. سوگند به خدا! مردم در حکومت دومي در ناراضي و رنج مهمي گرفتار آمده بودند و دچار دورويي و اعتراض ها شدند و من در اين مدت طولاني محنت زا و عذاب آور، چاره اي جز شکيبايي نداشتم تا آنکه روزگار عُمَر هم سپري شد.


- شکوه از شوراي عمر: سپس عمر خلافت را در گروهي قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان مي باشم! پناه بر خدا از اين شورا! در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد ترديد بودم تا امروز با اعضاي شورا برابر شوم؟ که هم اکنون مرا همانند آنها پندارند؟ و در صف آنها قرارم دهند؟ ناچار باز هم کوتاه آمدم و با آنان هماهنگ گرديدم. يکي از آنها با کينه اي که از من داشت، روي برتافت (سعد بن ابي وقاص) و ديگري، دامادش (عبدالرحمن بن عوف، شوهر خواهر عثمان که حق وتو داشت و عمر در زمان مرگ حق وتو را به او داده بود) را بر حقيقت برتري داد و آن دو نفر ديگر که زشت است آوردن نامشان (طلحه و زبير که از رذالت و پستي بر امام شوريدند و جنگ جمل را بوجود آوردند).


- شکوه از خلافت عثمان: تا آنکه سومي به خلافت رسيد. دو پهلويش از پرخوري باد کرده، همواره بين  آشپزخانه و دستشويي سرگردان بود

 

           

 

و خويشاوندان پدري او از بني اميه به پا خاستند و همراه او بيت المال خوردند و بر باد دادند. چون شتر گرسنه اي که به جان گياه بهاري بيفتد (عثمان به دامادش، حارث بن حکم، هزار درهم و شترهاي فراوان زکات آن سال و زمين بزرگي را که پيامبر (ص) وقف مسلمانان کرده بود، بخشيد. به سعيد بن عاص بن اميه از طايفه خود صد هزار درهم داد. به داماد ديگرش، مروان بن حکم، صد هزار درهم و به ابوسفيان دويست هزار درهم داد. به طلحه سي و دو ميليون و دويست هزار درهم داد، به زبير پنجاه و نه ميليون و هشتصد هزار درهم داد. براي خودش سي ميليون و پانصد هزار درهم و سيصد و پنجاه هزار دينار کنار گذاشت. به يعلي بن اميه پانصد هزار دينار و به عبدالرحمن، شوهر خواهرش، دو ميليون و پانصد و شصت هزار دينار داد. منبع: الغدير، ج 8، ص 286).


- بيعت عمومي مردم با اميرالمومنين (ع): روز بيعت، فراواني مردم چون يالهاي پرپشت کفتار بود. از هر طرف مرا احاطه کردند تا آنکه نزديک بود حسن (ع) و حسين (ع) لگدمال گردند و رداي من از دو طرف پاره شد. مردم چون گله هاي انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند اما آنگاه که به پا خواستم و حکومت را به دست گرفتم، جمعي پيمان شکستند (ناکثين= اصحاب جمل مثل طلحه و زبير) و گروهي از اطاعت من سر باز زده از دين خارج شدند (مارتين= خوارج به رهبري حر قوص، پسر زهير که جنگ نهروان را پديد آورد) و برخي از اطاعت سربرتافتند (قاسطين= معاويه و ياران او که جنگ صفين را بر حضرت تحميل کردند) گويا نشنيده بودند که خداوند مي فرمايد: سراي آخرت را براي کساني برگزيديم که خواهان سرکشي و فساد در زمين نباشند و آينده از آن پرهزکاران است (قصص، آيه 83). آري به خدا آن را خوب شنيده و حفظ کرده بودند، اما دنيا در ديده آنها زيبا نمود و زيور آن چشمهايشان را خيره کرد.

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در شنبه 12 خرداد1386 ساعت 11:41. - لينک ثابت


تصاویر ماهواره ای لندست 7 از کاظمین

 
 
تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ

تصویر بزرگ
 
یا جواد الائمه (ع) ادرکنی
 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در سه شنبه 8 خرداد1386 ساعت 10:34.آلبوم تصاویر هیئت - لينک ثابت


جلسه هفتگي هيئت در هفته دهم سال (02/03/1386)

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياري خداوند متعال و مدد امام زمان (عج) و انشاءالله به دعوت و با اجازه امام معصوم مهربانمان، آقا، جواد الائمه (ع) و با ياري و همراهي شهدا، خصوصا شهداي گمنام، و به ياد رفقاي شهيدمان، شهيد محمدرضا زماني و شهيد عليرضا شهبازي، جهت حفظ شعائر اسلامي از ساعت 20 الي 22 همچون هفته هاي گذشته در محل ثابت هيئت مهمان مجلس اهل بيت (ع) خواهيم بود.

اين هفته به بهانه ولادت حضرت زينب کبري(سلام الله عليها) به شادماني و مدح خواهيم و پرداخت و انشاءالله بعد از آن به پيشواز فاطميه خواهيم رفت.

از عاشقان و محبان اهل بيت (ع) دعوت مي شود به مجلس حضرت زينب (سلام الله عليها) مشرف شوند.

آدرس: کيلومتر 5 جاده مخصوص کرج، شهرک آزادي، ميدان امام رضا (ع) (ايستگاه آخر اتوبوس)، خيابان امام رضا (ع) شمالي، نبش کوچه هفتم، بيت الاحزان حضرت رقيه (س) (بيت الجواد (ع))، علامت تابلوي هيئت.

      «يا جواد الائمه (ع) ادرکني»  

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 10:37.اطلاعیه های برگزاری مراسم هفتگی هیئت - لينک ثابت


وصف زينب كبرى (سلام الله عليه)...

 

طبع مى‏خواهد كه وصف زينب كبرى(س) كند

ليك، قطره كى تواند صحبت از دريا كند؟

توسن طبعم در اينجا پاى در گل مانده است

مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟

نطق گويا عاجز است از شرح و ذكر وصف او

كى تواند خامه مدح آن ملك ‏سيما كند؟

جد پاكش مصطفى(ص)، باب كبارش مرتضاست(ع)

مادرش زهرا(س) كه مدحش ايزد يكتا كند

چون حسين(ع) و چون حسن(ع) دارد برادر، هر يكى

ناز بر موسى بن عمران(ع)، فخر بر عيسى (ع)كند

در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى(ع)

همت والاى او تفسير «كرمنا» كند

دختر زهرا(س) كه در حجب و حيا و عصمتش

نقش مادر را به خوبى در جهان ايفا كند

در شجاعت چون حسين(ع) و در صبورى چون حسن(ع)

در عبادت پيروى از مادرش زهرا(س) كند

دّر درياى عفاف و گوهر گنج ‏حياست

عفتش ياد از حياى مريم عذرا(س) كند

گاه در آغوش گيرد اصغر(س) لب تشنه را

تا بخوابد آب را در خواب خود رؤيا كند

گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار

گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند

گاه آيد بر سر نعش برادر از خِيم

از ته دل ناله و فرياد و واويلا كند

گاه هم گيرد ز دست دختران بى ‏پناه

از خيام سوخته رو جانب صحرا كند

كيست چون زينب(س) كسى كو در ديار كربلا

ناله جانسوز او تاثير در دلها كند؟

كيست چون زينب(س) كه با يك جلوه از نور رُخش

رخنه‏ها در قلب موسى(ع)، در دل سينا كند؟

كيست چون زينب(س) كه در راه رواج دين حق

مو به مو برنامه دين خدا اجرا كند؟

كيست چون زينب(س) كسى كو در ره دين خدا

در جهان دار و ندار خويشتن اهدا كند؟

كيست چون زينب(س) كسى كو با اسيرى خودش

خون پاك كشتگان كربلا احيا كند؟

كيست چون زينب(س) كه با تدبير مظلومانه‏اش

دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟

كيست چون زينب(س) كسى كو در ميان دشمنان

چون على مرتضى(ع) در نطق خود غوغا كند؟

كيست چون زينب(س) كه در بزم يزيد بى ‏حيا(لع)

خطبه‏اى ايراد كرده محشرى برپا كند؟

كيست چون زينب(س) كه او با يك كلام آتشين

تنگ و تاريك اين جهان در ديده اعداء كند؟

دختر شير خدا بود و خودش هم شير بود

كس نديده شير را كز روبهان پروا كند

در جهان املاء دين را كرده انشاء مو به مو

كيست چون زينب(س) كه اين املاء را انشاء كند؟

پيروى بايد كند از دخت زهرا(س) و على(ع)

هر كه مى‏خواهد كه راه دين حق پيدا كند

روز محشر گر به شكوه لب گشايد بى ‏گمان

محشرى ديگر به پا در محشر كبرا كند

دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب

دوستانش هم مقر در سايه طوبا كند

کربلایی! غم مدار از گير و دار روز حشر

دختر زهرا(س) اگر از راه لطف ايما كند

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 10:11.دل نوشته - لينک ثابت


به کوري دو چشم اهل سنت، فقط حيدر (ع) اميرالمومنين است!

 

بنازم باغبان و باغ گل را، بنازم مصطفي(ص) ختم رسل را


بنازم بوتراب(ع) و بوالحسن(ع) را، علي(ع) مرتضاي بت شکن را


علي(ع) چون مجتبي(ع) فرزند دارد، چو زينب(س) دختري دلبند دارد


علي(ع) يک باغ گل از ياس دارد، علي(ع) بعد از حسين(ع) عباس(س) دارد


حسين(ع) اي کعبه من، حسين(ع) اي عشق عالم


چه عباسي(س) که با دل همنشين شد، مدال سينه ي ام البنين(س) شد


چه عباسي(س) که وارث بر حنين است، چه عباسي(س) علمدار حسين(ع) است


تمام انبياء ابراز کردند، که با نام علي(ع) اعجاز کردند


مه و خورشيد از وي منجلي شد، ستون آسمان دست علي(ع) شد


اگر گردد جدا اين سر، از اين جسم و از اين پيکر


بگويم مرد و مردانه، توکلت علي الحيدر(ع)


بگو الله اکبر، جونم قربون حيدر(ع)


تمام آيه ي قرآن چنين است، تمام حرف يزدان اينچنين است


به کوري دو چشم اهل سنت، فقط حيدر(ع) اميرالمومنين است


شنيدم از سر منبر، شنيدم از لب ساغر


که خوش رندي به من ميگفت، توکلت علي الحيدر(ع)


بگو الله اکبر، جونم قربون حيدر(ع)

 


 

نوشته شده توسط عزادار علمدار حسین(ع) در سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت 13:45. - لينک ثابت




RSS

DESIGNER

VASEGH.IR